غروب جمعه
درغروب انتظارش خشته ام
دل به امید نگاهش بسته ام
باعبور لحظه هاگل میکنم
عهدمیخوانم توسل میکنم
جمعه رابااشک آذین میکنم
غرق عطرآل یاسین میکنم
جمعه بودامروزروزآه من
هرچه ماندم درنیامدماه من
بازهم یک جمعه دیگرگذشت
روزموعود دل ودلبرگذشت
بازهم چشمم به راهش شدسپید
بازبیچاره دلم درخون تپید
الهّم عجّل لولیک الفرج!!!!
+ نوشته شده در جمعه هفدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 5:0 توسط محمدمهدی قانع
|