وقتی که نیستی
هرشب من ازخیال توسرشارمی شوم
هرصبح بااذان توبیدارمی شوم
کارم فقط به راه شما خیره ماندن است
شغل مرانگیرکه بیکارمی شوم
دست خودم که نیست مراسرزنش مکن
ازسوی دل به عشق تواجبارمی شوم
بیچاره من که ازطرف چشم های تو
روزی هزارمرتبه احضارمی شوم
وقتی که نیستی چه امیدی به ماندن است
اززندگی بدون توبیزارمی شوم
برگردتادوباره به عشقت یقین کننم
بی تودچارشایدوانگارمی شوم
روزم به روزمرّگی غیبتت گذشت
امادوباره شب زتوسرشارمی شوم
ازرونمیرم همیشه همین بوده،بازهم
فردادچاراین همه تکرارمی شوم
یااباصالح المهدی ادرکنی!!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 9:41 توسط محمدمهدی قانع
|