بیمارو طبیب
زسرتاپا همه دردم، طبیبا
نظرکن بر رخ زردم، طبیبا
یقین دارم که بادیار رویت
فراموشم شود دردم، طبیبا
به لب جانم رسیده همّتی کن
به قربان سرت گردم، طبیبا
مگربایک نگاه خودببخشی
شفایی بردل سردم، طبیبا
یقین دارم علاجم باتوباشد
که روسوی تو آوردم، طبیبا
مپرس ازمن:که با تو این چنین کرد؟
خودم کردم:خطا کردم، طبیبا
نه تنها وقت طغیان غم ودرد
که می خوانم تو را هردم
نظیر"ملتجی" بهرمداوا
به غیرت رو نیاوردم،طبیبا
یاابا صالح المهدی ادرکنی!!!!
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 22:2 توسط محمدمهدی قانع
|